شمارهٔ ۱۹ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
روزی که مرا چشم به تو خوش پسر افتد
آن روز همه کار دلم زیر سر افتد
عقلم سر خود گیرد و از پای در آید
صبرم بسر کوی تو از دست برافتد
بر خلق زسرگشته هجران خبر افتد
در شهر چو دیوانه تو بی خبر افتد
دیوانه آن ماه توان بود که روز
خورشید فلک را ز رخش سایه در افتد
از گریه کنارم شمری باشد پیوست
ز انسان که چو بر آینه عکس برافتد
گر روی نهد بر من از این روی عجب نیست
خود عکس چنین باشد چون بر شمر افتد
شادم من از این گریه که بر خشک نیفتد
گر چشم خداوند بر این چشم تر افتد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و عاشقانهاش اشاره میکند. او میگوید که روزی که به محبوبش نظر میکند، همگان از دلتنگی و دلسختی او باخبر میشوند. عقل او از دست میرود و صبرش به پایان میرسد. در این حالت، او خود را دیوانه احساس میکند و از عشقش به ماه و زیبایی او سخن میگوید. گریههای او به هم نزدیک است و در این گریهها، شادی را هم میبیند، چرا که عشق و توجه خداوند را احساس میکند.