نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱ سید حسن غزنوی

سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

دل کار هوات می بسازد

جان برگ عنات می بسازد

بد سازتر ازستم چه باشد

وین هم ز قضات می بسازد

یکتا دل من نساخت با خود

با زلف دو تاب می بسازد

می کش که خطات می بزیبد

میکن که جفات می بسازد

در گریه و آه سرد من کوش

کین آب و هوات می بسازد

بسیار بهی از آنچه بودی

یا دیدن مات می بسازد

در جسم و دلی و می ندانم

تا زین دو کجات می بسازد

خوش باش حسن که جای شکراست

غم برگ و نوات می بسازد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمایل و عشق شاعر به معشوق اشاره دارد. شاعر از احساسات عمیق خود در ارتباط با آن شخص سخن می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه عشق و هوای او روح و جان او را شکل می‌دهد. او به تضادهای ناشی از عشق و مشکلاتی که از آن ناشی می‌شود، اشاره می‌کند و همچنین از لذت‌های ناشی از این رابطه نیز سخن می‌گوید. شاعر در نهایت به این نتیجه می‌رسد که عشق و زیبایی معشوق جایی برای شکرگزاری دارد و این احساسات در او تاثیر عمیقی گذاشته است.