نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵ سید حسن غزنوی

سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

روح ز تو خوبتر به خواب نبیند

چشم فلک چون تو آفتاب نبیند

تشنه آب حیات چشمه نوشت

غرقه به نوعی شود که آب نبیند

عشق تو در دل نشست و خاست نخواهد

تا وطن خویش را خراب نبیند

زانکه چکد لؤلؤ خوشاب ز چشمم

چشم تو در لؤلؤ خوشاب نبیند

سینه همی درد را به درد نداند

دیده همی خواب را به خواب نبیند

نیست عجب با گشادنامه خطت

کز گره نافه مشک ناب نبیند

بیهده باشد سؤال بوسه حسن را

بر لب او چون ره جواب نبیند

خوی نکوی تو رأی وصل کند لیک

بخت بد مات هم به خواب نبیند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد. شاعر به مقایسه زیبایی معشوق با چیزهای دیگر می‌پردازد و می‌گوید که هیچ چیزی به اندازه جمال او دلپذیر نیست. عشق به او چنان در دل نشسته که هیچ چیز دیگری نمی‌تواند آن را تحت تاثیر قرار دهد. شاعر از درد و رنجی که به سبب عشق متفاوت احساس می‌کند می‌گوید و بیان می‌کند که هرچه بخواهد از او سوال کند، عشقش به او پاسخ نمی‌دهد. در نهایت، با وجود زیبایی و نیکی معشوق، شانس و بخت بد باعث می‌شود که شاعر نتواند به وصال او دست یابد.