شمارهٔ ۳۸ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
برآن زلف و لب و خال و بنا گوش
سوی بازار عشقش برده ام دوش
رخش روز است و ابرو گوشه روز
نهاده است از برای فتنه شب پوش
دهانش چشمه نوش و زبر جد
رمیده است از کران چشمه نوش
همه ساله ز سودای فراقش
دلی دارم چو دیگ تفته پرجوش
ز عشقش تا بر آرم من یکی دم
سه بار از من ز رنج دل رود هوش
ز تو چون روی آزادی نبینم
مرا خسرو خریدار است بفروش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عاشقانهها و زیباییهای معشوق نوشته شده است. شاعر از ویژگیهای ظاهری معشوق، مانند زلف و لب و خال، سخن میگوید و به شدت تحت تأثیر عشق او قرار دارد. عشق او باعث شده که دلش همیشه در حال تلاطم باشد. شاعر به عشقی آتشین اشاره میکند که گاهی او را از حال میبرد و از معشوق میخواهد که او را به آزادی برساند، زیرا همواره در انتظار دیدن چهره اوست. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عشق او ارزشمند است و همچون خریدار در بازار عشق باید برای آن قیمت تعیین کند.