شمارهٔ ۴۰ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
سخت با ما تو بخیلی بسلام
نیک مائیم ترا عاشق و رام
جان ما عاشق و تو معشوقه
دل ما صید و سر زلف تو دام
روی و زلفین تو خون آمد و مشک
وصل و هجر تو حلال است و حرام
بوسه خواهم در حال بده
مکن ای دوست مرا دشمن کام
نقره اندامی و من زر رویم
بزر پخته خرم نقره خام
آن چنانم ز نحیفی که همی
نتوانم زد یکدم بدو گام
نعمت روی تو می باید و بس
بسر تو که تمام است تمام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوقهاش اشاره دارد. شاعر از محبت و آرزوهایش برای دیدار و نزدیکی به معشوق سخن میگوید و به تردیدها و سختیهای این عشق نیز اشاره میکند. او خود را در برابر زیبایی معشوق ناتوان و ضعیف میبیند و خواهان بوسهای از اوست. شاعر در نهایت بیان میکند که زیبایی و وجود معشوق برایش از هر چیز دیگری مهمتر است.