شمارهٔ ۴۶ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
حاصل ز تو جز درد دل ریش ندارم
قسم از لب نوشین تو جز نیش ندارم
یک جان نه که صد جانت فدا باد ولیکن
معذور همی دار که زین بیش ندارم
هر روز خوهی تا که ستانی دل از من
حیلت چه بود چون من درویش ندارم
تا در غم تو پای من از جای برفت است
هم جان و سر تو که سر خویش ندارم
والله که ز هستی خودم یاد نیاید
تا آینه روی تو در پیش ندارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درد دل شاعر است. شاعر از ناتوانی خود در عشق و فراق سخن میگوید و به روی معشوق اشاره میکند که جز درد و رنج نمیتواند حاصل کند. او به شدت به عشق و زیبایی معشوق وابسته است و از نبود آن در زندگیاش احساس یأس و کمبود میکند. شاعر میگوید که حتی جانش نیز فدای معشوق است، اما در عین حال احساس میکند که نمیتواند بیشتر از این عشق را تحمل کند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که وجود خود را در غیاب معشوق نمیتواند به خاطر بیاورد.