شمارهٔ ۵۰ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
تن در بد و نیک یار دادیم
دل در غم آن نگار دادیم
تاجی برسر ز خاکپایش
بر تخت وفاش بار دادیم
همرنگ تو سوی گل نشاندیم
هم پای بدست خار دادیم
تا چند مگر که خویشتن را
در عشق هزار بار دادیم
درقبضه زینهار خواری
سرمایه به زینهار دادیم
فرمود که بی قرار می باش
ما نیز براین قرار دادیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر بیان میکند که او و محبوبش در عشق به یکدیگر فدای نیکی و بدیهای زندگی شدهاند. دل خود را در اندوه معشوق به کار گرفته و تاجی از عشق برای او ساختهاند. شاعر سخن از رنگ آمیزی دل به گلها و تحمل خارها میزند، و به تاکید به فدای عشق و خویشتن اشاره میکند. او همچنین از تسلیم در برابر خواستههای معشوق صحبت میکند و در نهایت بر تمایل به قرار و ثبات در این عشق تأکید میکند.