شمارهٔ ۴۸ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
برآنم که از روح شاهی کنم
ز دانش فراوان سپاهی کنم
در ایوان حکمت سر یری نهم
به طاق خرد بارگاهی کنم
اگر سر فرود آورد همتم
ز تاج سپهرش کلاهی کنم
ندارم بسی تکیه بر سال و ماه
از آن کار سالی به ماهی کنم
چو آیینه جانم از زنگ تن
به پرداخت حاشا که آهی کنم
غذا گر نیابم ز خر کم نیم
قناعت به آب و گاهی کنم
چگوئی بهرزه برای دو نان
ز هر سفله بهرام شاهی کنم
ندارم گناهی چنین خسته ام
مبادا اگر خود گناهی کنم
پناه کریمان مبادا بمن
اگر من بدو نان پناهی کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر نشاندهنده آرزویی عمیق برای دستیابی به دانش و حکمت است. شاعر میخواهد از روح سلطنت بهرهمند شود و با دانش خود سپاهی از قلمرو حکمت بسازد. او در پی این است که با همت و تلاش خود تاجی از خرد بر سر نهد، بدون هیچ تکیهای بر زمان و مکان. شاعر همچنین به قناعت و سادهزیستی اشاره میکند و میگوید اگر غذا نداشته باشد، به آب قناعت میکند و از فروتنی در برابر یاران خود سخن میگوید. او به گناهانی که ممکن است انجام دهد، حساس است و از سرزنش و آسیب به خود نگران است.整体ا، این شعر تمایل به رهایی از دنیا و جستجوی حقیقت و ارزشهای برتر را نشان میدهد.