نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵ سید حسن غزنوی

سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای بهار جان و دل بخرام یکره در چمن

غمزه خون خوار را یک باره بر آتش بزن

آتش رخساره بنمای و دل لاله به سوز

تا چمن از عشقت از خود فارغ آید همچو من

گر رخ خوب تو دارد رنگ شاخ ارغوان

ور خط سبز تو دارد بوی و رنگ نسترن

پای در گل ماند از رشک رخ تو لاله را

دست بر سر گیرد از تیمار قدت نارون

هم تو دانی کز نسیم شعله زلف و رخت

خاک پاشی بر بنفشه آب رانی بر سمن

طوطی شیرین سخن خاید شکر بر یاد تو

همچو من در مدحت صدر اجل مؤتمن

روی اقبال و پناه دولت و پشت هدی

پیشگاه دین و دولت صاحب گیتی حسن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی بهار و شگفتی‌های آن اشاره می‌کند و از محبوبش می‌خواهد که زیبایی‌اش را به نمایش بگذارد. او با اشاره به گل‌ها و طبیعت، می‌گوید که عشق و زیبایی محبوبش چنان غنی و شدید است که حتی گل‌ها هم از این زیبایی شرمنده‌اند. شاعر همچنین به تأثیر دلنشین محبوبش بر دیگران و دنیا اشاره می‌کند و در نهایت، محبوبش را به عنوان منبع سعادت و خوشبختی می‌ستاید.