نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱ سید حسن غزنوی

سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

ای بنسب شهریار وی بحسب پادشاه

رأی تو خورشید خلق روی تو ظل اله

صورت جود و کرم قوت خیل و حشم

حیلت زر و درم حجت دیهیم و گاه

دولت و دین را یمین ملت خود را امین

فخر ملوک زمین سلطان بهرام شاه

بخت چو پیشت دوید مدح ز دولت شنید

فاتحه خواند و دمید بر تو و بر بارگاه

ملک دگر دار امید زانکه بدادت نوید

صبح ز تاج سپید شام ز چتر سیاه

یافت ز مدحت مگر سوسن زرین کمر

یافت ز رویت مگر نرگس زرین کلاه

تا که بود ماه و مهر بادی از اقبال و عمر

تخت تو روی سپهر بخت تو پشت و پناه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به وصف شهریار و پادشاهی به نام بهرام شاه می‌پردازد. او را به خورشید تشبیه می‌کند که نور و روشنی بخش مردم است. صفات نیکو همچون بخشندگی و جود او را ستایش کرده و ثروت و قدرت او را حجت حق معرفی می‌کند. شاعر از او به عنوان سلطان ملوک زمین یاد می‌کند و برایش دعا می‌کند که بخت و اقبالش پیوسته خوب باشد. او همچنین برکت و سعادت را در سایه‌ی حکومت بهرام شاه می‌بیند و از مدحت و زیبایی‌های او سخن می‌گوید. در نهایت، از پایداری و استحکام پادشاهی او در برابر مشکلات و سختی‌ها یاد کرده و آرزوی دوام سلطنتش را می‌کند.