شمارهٔ ۵۷ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای بر فلک رسیده خروش از سماع تو
پر در شده خزانه گوش از سماع تو
در خرمی درآمده جان از جمال تو
وز دائره برون شده هوش از سماع تو
بی گفت و گوی و زحمت ساقی شنیده بود
جان صد هزار نعره نوش از سماع تو
گردون هزار دیده به یک گوش می بداد
درخرمی چنان شده دوش از سماع تو
آنی که خرقه ضرب کند هر سپیده دم
این گنبد مرقع پوش از سماع تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف تأثير عمیق و شگفتانگیز سماع و جمال الهی میپردازد. شاعر از شور و خروش ناشی از سماع سخن میگوید که جانها را شاداب و رها میکند. او به زیبایی و جذابیت چنان حالتی اشاره میکند که حتی اذانها و نعرهها نیز در آن ذوب میشوند. گویی وجود خداوند در همه جا احساس میشود و دایرههای محدود انسان در برابر آن عظمت از بین میروند. به بیان دیگر، شاعر با بیانی عاطفی و روحانی، تأثیرات سماع و زیباییهای الهی را به تصویر میکشد.