شمارهٔ ۵۸ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای ابر گلستان معالی کرم تو
بر قبه عالم زده دولت علم تو
برنده تر از خنجر مریخ حسامت
چالاک تر از کلک عطارد قلم تو
درسایه جاه تو نشینم به حمایت
از دهر که دارم به غلامی رقم تو
خود دهر که باشد که مرا کم زنی آرد
وآنگاه من اندر حرم محترم تو
میر عرب آهو را بنواخت چو گفتند
کین آهو یک روز گذشت از حرم تو
نه تو کم از آن میری نه من کم از آهو
نی نیز کم است از عرب او عجم تو
ای عیسی ایام منم مرغ ضعیفی
زنده شده درباغ سعادت بدم تو
خواهیم تفقد کن و خواهیم سعقد؟
کی دور کنم دیده ز خاک قدم تو
این صیت نخواهی که سلاطین و افاضل
گویند فلان هست ز خیل و حشم تو
برتاز پی دفع گزندی که مبادا
یک مادح ده فن بود اندر حرم تو
تا هست شود در غم تو یاد دل من
تا هست شود بر دل من بار غم تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که در ستایش و مدح یک شخصیت بزرگ و با مقام نوشته شده است. شاعر به عظمت علم و دانش آن شخصیت اشاره میکند و او را از نظر مقام و اهمیت بالاتر از دیگران میداند. او خود را در سایه حمایت این شخصیت میبیند و از او میخواهد که همیشه بر او تفقد کند و به فکر حال او باشد. شاعر با تصویرهایی از قدرت و زیبایی، احساس ضعف و وابستگی خود را به این شخصیت بیان میکند و ابراز میدارد که هر نوع غم و اندوهی بر دلش سنگینی میکند. در نهایت، از شخصیت مورد نظر خواهش میکند که او را در نظر داشته باشد و از محبتهایش دریغ نکند.