نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹ سید حسن غزنوی

سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای مرا بیشه دوستداری تو

همه امید من بیاری تو

در زمانه همی زنند مثل

از لطیفی و بردباری تو

گر مرا خوار داشتی شاید

ای همه عز من ز خواری تو

گشتم از غم من سیاه گلیم

زردرو از سپید کاری تو

ماه اگر بر فلک سوار شده است

به عجب مانده از سورای تو

من ترا برکشم مرافکنی

این چنین است دوستداری تو

جور کم کن که قهر خواهم کرد

دشمنان را برای یاری تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ابراز عواطف و محبت به محبوب می‌پردازد. شاعر از دوستی و امیدی که به محبوب دارد سخن می‌گوید و لطافت و بردباری او را تحسین می‌کند. او همچنین احساس خوارگی و غم را بیان می‌کند که ناشی از دوری یا بی‌محلی محبوب است. در نهایت، شاعر از محبوب می‌خواهد که در رفتار خود تجدید نظر کند تا او احساس قهر نکند و به دشمنان خود پاسخ دهد. به طور کلی، شعر به زیبایی و عمق روابط عاطفی و آثار آن بر روح انسان اشاره دارد.