نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶ سید حسن غزنوی

سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای مونس جان من کجائی

از دیده من چرا جدائی

چون دل دهدت که هر زمانی

صد باره به نزد من نیائی

در دل شغب و دغا چه داری

بی رحمت و بی وفا چرائی

از دور ببینمی پریشان

دندان چه زنی و لب چه خائی

خود نیک نیامدت کزین سان

آید ز تو بوی بی وفائی

این ناز و تکبر تو تا چند

بازار غم ترا روائی

دانم تو که از بزرگواری

فرزند مهین پادشائی

دولت شه تا جور که دارد

میراث ز خوی مصطفائی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس دلتنگی و longing شاعر برای مونس و محبوبش اشاره دارد. شاعر از جدایی او نگران است و می‌پرسد چرا همچنان دور است. او از درد و غم ناشی از بی‌وفایی و عدم توجه محبوب می‌گوید و از او می‌خواهد که به سویش برگردد. شاعر به بزرگواری و ریشه‌دار بودن محبوب نیز اشاره می‌کند و خواهان بازگشت او به احوال خوب و شادی است. در کل، شعر احساسی عمیق و کاوش‌گرانه در زمینه عشق و دلتنگی را به تصویر می‌کشد.