شمارهٔ ۷۰ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای سعد فلک بندگی شاه گرفتی
وز دیده و جان خدمت درگاه گرفتی
گوئی ز قران قسمت یک یک ز سلاطین
صدصد بنهادی و سر از شاه گرفتی
بهرامشه ای شاه که از رایت شبرنگ
در کوکبه چون زلف بتان ماه گرفتی
در رزم همه پای بد اندیش بریدی
در بزم همه دست نکو خواه گرفتی
بس فتنه که از فضل خداوند شکستی
بس قلعه که المنة لله گرفتی
گویند جهان جمله به یکبار بگیری
از پای بننشینی چون راه گرفتی
آن شیر که در آیینه پیل بر آمد
گفت از سر حیرت که مرا آه گرفتی
درخون چو بغلطید بطنز آهوکی گفت
کای شیر سبک خیز که روباه گرفتی
در عمر دراز تو فزون بادا ملکت
کین ملک نه ز اندیشه کوتاه گرفتی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی سعدی و ستودن او به خاطر خدمت به شاه و دستیابی به مقامهای بزرگ است. شاعر به این نکته اشاره میکند که سعدی با از خود گذشتگی در بزم و رزم، دستاوردهای زیادی به دست آورده و بر فتنهها غلبه کرده است. او اشاره میکند که سعدی با حکمت و درایت خود، همانند شیر در میدان جنگ و بزم، توانسته به موفقیتهای چشمگیری دست یابد. در پایان، شاعر برای سعدی آرزوی طول عمر و خوشبختی میکند، و بر این نکته تأکید میکند که این مقام و ملک نه به سادگی، بلکه با تفکر و هوشمندی به دست آمده است.