شمارهٔ ۷۵ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای چشمه آب زندگانی
وی شعله آتش جوانی
ای تابش حسنت آفتابی
وز گردش طاق آسمانی
گر خر گه مه شود منقش
از قوس قزح تو عکس آنی
روی تو چو گلستان بخندد
زیرا که تو نو بهار جانی
جان با سبکی زتو نیاید
آرد برتو همی گرانی
چون طبع حسن ز آب و آتش
سرمایه راحت جهانی
زین روی چو روز کرده خوش
خوش باش که تا ابد بمانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و شادابی جوانی و زندگی میپردازد. شاعر از چشمهی حیات و شعلهی آتش جوانی سخن میگوید و زیبایی را به تابش آفتاب تشبیه میکند. او بر اهمیت و لطافت احساسات تاکید میکند و بیان میکند که زیبایی میتواند شادی و نشاط را به ارمغان آورد. در نهایت، او از خوشی و شادکامی در زندگی دعوت میکند و تأکید میکند که باید از زیباییها لذت بریم تا همیشه شاد و ماندگار باشیم.