شمارهٔ ۸۲ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ساقیا وقتست اگر ما را شرابی در دهی
مجلس ما را ز باده رونق دیگر دهی
روح قدسی را به آب زندگانی خوش کنی
عقل پر دل را به باد لاابالی بر دهی
از قدح بندی گران بر پای مستان بر نهی
وز طرب راهی سبک در لفظ رامشکر دهی
دست ما گه گه بدان شمشادوش سنبل بری
نقل ما نو نو از آن یاقوت گون شکر دهی
ما چو از خوی خوش خود در گلیم و در گلاب
سخت خرم باشد ار گلگون گلابی در دهی
ور ز مستی در شماره بوسهمان افتد غلط
بس که از سر دادهای این بار هم از سر دهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ساقی (شرابفروش) میگوید که زمان مناسبی است تا شرابی به او بدهد و مجلس آنها را با بادهای پر رونق کند. او از ساقی میخواهد که روح قدسی را با آب زندگی تازه کند و عقل خستهاش را به حالتی شاداب و بیخیال درآورد. همچنین درخواست میکند که از زهرهگوشدوش و گل زیبایی برای آنها هدایا بیاورد و طرب و شادابی را به مجلسشان بیاورد. شاعر با اشاره به خوشآمدن از زیباییهای طبیعت و لذت از گل و گلاب، از ساقی میخواهد که در بین بوسهها و شادیها، همچنان از این نعمتها برخوردار باشند و از خوشیها لذت ببرند.