شمارهٔ ۶ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
اکفی الکفاة مشرق و مغرب رشید دین
کامد فلک به زیر و محلش ز بر نشست
چون خیزران دو تا شد تا بار همتش
بر پشت قبه فلک شیشه گر نشست
وی چون ز شرطه سوی حرم شد کلیم وار
گامی دو سه بر اسبک خادم مگر نشست
آخر نه سیدی که سوار براق بود
بر لاشه برهنه بس مختصر نشست
عیسی که نقره خنگ سپهر ست مرکبش
زو هیچ کم نشد که بر آن لاشه خر نشست
اندر جهان که شیر سوار است آفتاب
بر ثور و بر حمل کرمی کرد اگر نشست
اسبک نشاط پایگه خاص می کند
کاسب رکاب خواهش از طبع خور نشست؟
بر آخر جفای غلامان نیارمد
هر مرکبی که خواجه ممدوح برنشست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری دربارهی عظمت و مقام شخصیتهایی است که بر مرکبهای مختلف نشستهاند. شاعر به ویژگیهای این شخصیتها از جمله علم، قدرت و شجاعت اشاره میکند. مثلاً از کلیم (موسی) و عیسی به عنوان افرادی با مقامهای بالا یاد میشود که بر مرکبهای معمولی نشستهاند اما ارزش و اعتبارشان کم نشده است. همچنین به معنای کلام اشاره دارد که در جهان قویترین و برجستهترین شخصیاتها وجود دارند و به عظمت آنها تأکید میکند. در پایان، شاعر به تاثیرات مثبت و منفی غلامان و خادمین اشاره میکند و نتایج رفتار آنان را بر دلخواهی و درخواستهای خود میسنجد.