نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ - این قطعه در مدح امیرسید ذخرالدین بخط خود بسفیده نوشت سید حسن غزنوی

سید حسن غزنوی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای ذخر دین و دولت سلطان اهلیت

در حلقه سپهر محلت نگینه باد

ای گشته سعد اکبر باذات تو قرین

با طالعت سعادت کبری قرینه باد

برجیس برموافق جاه تو مهربان

مریخ برمخالف عهدت بکینه باد

خندان لب مطیع تو همچون پیاله شد

پر خون دل حسود تو همچون قنینه باد

خصم تو گر چو قارون یابد دفینه ای

زیر زمین چو قارون هم با دفینه باد

ور بر شود بر این فلک آبگینه رنگ

پایش ز دست حادثه برآبگینه باد

هر مرغ مدح را که پرد برهوای فضل

ایام تو نشیمن و نام تو چینه باد

هر زر که در خزانه کان سازد آفتاب

بهر فدای جان عزیزت هزینه باد

زر هیچ در خزانه تو نیست ای ملک

زر تو نام نیکو عمرت خزینه باد

ای ذات تو سفینه طوفان روزگار

در پای بود در نظرت این سفینه باد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره ستایش و تمجید از یک سلطان است که به عنوان نماد دین و دولت معرفی شده است. شاعر با بیانی زیبا و پر از استعاره، خواستار آن است که زندگی و حاکمیت او با سعادت و خوشبختی همراه باشد. همچنین، به نکات مثبت و منفی ستاره‌ها و تأثیر آن‌ها بر سرنوشت اشاره می‌کند. شاعر برای سلطان آرزو می‌کند که اگر دشمنانی مانند قارون داشته باشد، در عین حال، همواره در امنیت و آسایش زندگی کند. نهایتاً، شاعر به ارزش نام نیک و عمر طولانی اشاره می‌کند و آن را مهم‌تر از دارایی‌های مادی می‌داند. در کل، شعر تجلیلی است از مقام و سلطنت با آرزوی سلامتی و موفقیت.