شمارهٔ ۱۰۰ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
افتاده دو عالم ز نظر، دیدهٔ ما را
نادیده مبین چشم جهان دیدهٔ ما را
با سینهٔ اخگر چه کند، سوز شراری؟
از داغ چه پروا دل تفسیدهٔ ما را؟
چند ای فلک دون، ز در صلح درآیی؟
بگذار به ما، خاطر رنجیدهٔ ما را
شیرازه ز بی مهری ایّام بریدند
چون برگ خزان، دفتر پاشیدهٔ ما را
آزاده حزین از سر کونین گذشتیم
از خار چه غم، دامن برچیده ما را؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد و رنج خود و دیدگاهش به زندگی سخن میگوید. او به تضاد میان زیباییهای جهان و عواطف درونی خود اشاره میکند و میگوید که جهان او را نادیده گرفته است. با وجود آتش دل و داغی که در سینهاش دارد، نسبت به گردونه روزگار و سختیهای آن بیتوجه است. شاعر از فقدان مهر و محبت در زندگیاش شکایت میکند و به وضعیت ناامیدکنندهاش اشاره میکند که مانند برگهای پاییزی پراکنده شده است. در نهایت، او خود را آزاد و رها از این دنیا میبیند و بر روی مشکلات غمانگیز زندگیاش تأکید میکند.