شمارهٔ ۱۰۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر بیند ز قدّت مصرع برجسته مضمون را
چمن پیرا، کند از باغ بیرون سرو موزون را
نمکدانی بود چون داغ من چشم غزالانش
به شور آورد تا صحرانورد ناله، هامون را
از آن، گل سینه چاک انداخت خود را در گریبانش
که سازد پرده پوش عیب خود آن جامه گلگون را
به صحرا هم بود، در شهر بند جلوهٔ لیلی
سواد چشم آهو، تازه سازد داغ مجنون را
در آغوشی سهی سرو است، خاکسترنشین قمری
بدل کردن نباشد جامه هرگز، بخت وارون را
سرشک از دیده ام پیوسته، سیل گریه می شوید
به خون ناشسته هرگز هیچکس جز اشک من، خون را
حزین از لب اگر بردارد آهت مهر خاموشی
به آسانی توان از پیش دل برداشت گردون را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت عشق و دلدادگی اشاره میکند. او با بیان تصاویری از طبیعت، همچون چمن و سرو، احساسات عمیق خود را نسبت به محبوب و غم و اندوه ناشی از دوری از او بیان میکند. در ادامه، شاعر به خاطرات و دلتنگیهای خود میپردازد و اشک و گریه را نمادی از درد و رنجی میداند که تنها او از آن آگاه است. همچنین، او بیان میکند که حتی اگر لب به سخن نگشاید، احساسات او به راحتی نمیتواند از دلش رها شود. به طور کلی، شعر تصویرگر عمق احساست عاشقانه و غم و اندوه ناشی از جدایی است.