شمارهٔ ۱۱۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
گلرنگ اگر خواهی، این چهره زرین را
امروز دو بالا کن، پیمانه دوشین را
آویخته دل هر دم در زلف تو با تاری
بیمار همی خواهد، گرداندن بالین را
بی باکتر از تیغت، مژگان بلای تو
خون ریز چه آموزی، این رخنه گر دین را؟
از تیرگی عالم، تیره نشود عارف
زنگار نمی باشد، آیینه حق بین را
چون گرد بیفشاند، از دامن آزادی
شوریدگی مغزم، بوی گل و نسرین را
سازد کف خون خود در عشق حلال او
شاخ گل اگر بیند، آن دست نگارین را
با عارف رومی شد، هم نغمه حزین کلکم
ای ساقی جان پر کن، آن ساغر نوشین را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که جامی پر از شراب بیاورد تا شادی روح و دل را افزایش دهد. او با استفاده از تصاویر زیبا مثل گل و زلف معشوق، احساس عشق و شوریدگی خود را بیان میکند. شاعر همچنین به مفهوم آزادی و عشق حلال اشاره کرده و میگوید که این عشق میتواند جان و دل او را سرشار کند. در پایان، او از ساقی میخواهد که جامی را پر از نوشیدنی خوشطعم کند تا لذت بیشتری از عشق ببرد.