نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۰ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شنیدم در قفس از شاخساران شور بلبل را

به سیل گریه دادم خانهٔ صبر و تحمّل را

مدام از دوربینی مرغ زیرک در بلا باشد

شکنج دام می بیند، خم گیسوی سنبل را

نه از دردی خبر دارد، نه فریادی اثر دارد

خدا صبری دهد خواری کشان کوی آن گل را

سرت گردم، تهی مگذار جیب داغ ناسورم

به دامان نسیمی باز کن مشکینه کاکل را

دماغ جان مخمور حزین را بویِ مِی باید

چو گل بر تربتش بگذار ساقی، ساغر مل را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و رنج ناشی از دوری و جدایی سخن می‌گوید. او به صحنه‌ای از بلبل در قفس اشاره می‌کند که در غم و اندوه خود، کمبود عشق و زیبایی را حس می‌کند. شاعر با گریه و اشک، به جستجوی صبر و تحمل می‌پردازد و به نیاز به آرامش از سوی خدا اشاره می‌کند. او از نسیم و بوی خوش گل‌ها صحبت می‌کند و می‌خواهد که دردهایش کمی تسکین یابد و شادابی و عشق را دوباره احساس کند. در نهایت، شاعر از ساقی می‌خواهد که به او می دهد تا بتواند غم خود را فراموش کند و شادابی را دوباره تجربه کند.