نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۲ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شهیدان تو را ای نونهال سرگرانی‌ها

نمی‌آید قیامت بر سر، از نامهربانی‌ها

که خودداری کند با جلوهٔ شمشاد نوخیزت؟

ز رفتارت خجالت می‌کشد سرو از روانی‌ها

نهال عیش ما را گر به تاراج خزان دادی

بهار گریه‌ام در پیش دارد، گل‌فشانی‌ها

ندارم قوّت رفتن ز کویت، عجز را نازم

به فریادم رسید فتادگی‌ها، ناتوانی‌ها

عبث عمری‌ست با دل ناخن غم کاوشی دارد

به سعی تیشه نتوان کند کوه سخت‌جانی‌ها

ز طفلی تلخ دارد کام جان را شورش عشقی

نمک در دیده ما شد شکر خواب جوانی‌ها

به هر نکهت نپردازد دماغ پیر کنعانی

نیسم پیرهن در آستین دارد نشانی‌ها

نمی‌فهمد کسی افسانهٔ ما را درین محفل

من و شمعیم داغ، از دولت آتش‌زبانی‌ها

حزین از خارخار دل درین حسرت قفس گاهی

صفیری می‌زنم در یادِ گلبن‌آشیانی‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با زبان احساسی و شاعرانه به وصف غم‌ها و دردهای ناشی از جدایی و فراق می‌پردازد. شاعر به احساساتی مانند حسرت و تنهایی اشاره می‌کند و به زیبایی‌ها و شادی‌هایی که از دست رفته‌اند می‌تازد. او همچنین به کمال و شکوفایی درختان و طبیعت اشاره می‌کند و رابطه آن را با احساساتی نظیر عشق و اندوه بیان می‌کند. در نهایت، شاعر از ناشناخته بودن دردهای عمیقش در جامعه سخن می‌گوید و حسی از امید و آرزو برای آینده‌ای بهتر را القا می‌کند.