شمارهٔ ۱۲۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در فتح باب میکده باشد گشاد ما
صرف سبو شود، همه خاک مراد ما
دل روشناس مصحف حسن بتان نبود
شد روشن از غبار خط او سواد ما
پنداشتم که مهر تو با جان سرشته است
جان از میانه رفت و نرفتی ز یاد ما
از مبدا فراق تو در عین برزخیم
باز آمدن به کوی تو باشد معاد ما
افراسیاب غم چو هجوم آورد حزین
جمشید، جام باده و خم کیقباد ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به فضای میکده و نوشیدن اشاره دارد و از شادی و سرخوشی ناشی از می و معشوق سخن میگوید. او عشق را همچون چیزی میداند که در عمق جانش ریشه دوانده و حتی در لحظات جدایی از معشوق، یاد او را فراموش نمیکند. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که جدایی از معشوق او را به حالت فراق و بیقراری میبرد و بازگشت به کوی معشوق را به عنوان امیدی معنوی و مقصد نهایی زندگی میداند. در نهایت، شاعر با اشاره به افراسیاب و غم، به تضاد شادی و اندوه اشاره میکند و به جمشید و باده اشاره دارد تا نشان دهد که در دل غمهای زندگی، لذتها و زیباییهایی نیز موجود است.