شمارهٔ ۱۳۴ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
فکندم چاکها در جیب جان بیتابی خود را
کشیدم شانهای زلف پریشان خوابی خود را
ز کشتن نیست باکم، لیک می ترسم که تیغ تو
کند ضایع ز خون گرم من، سیرابی خود را
غم عشق تو شد سرمایهٔ عزّ و قبول من
به این اکسیر زر کردم، دل سیمابی خود را
خورد از دست ساحل، سیلی تأدیب رخسارش
به مژگانم فروشد موج اگر شادابی خود را
حزین ، در سایهٔ گلشن به کف جام جمت باید
شکوفه کج نهد چون افسر دارابی خود را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این بیتها به بیان احساسات عمیق خود میپردازد. او از درد و longing (خواسته)های خود در عشق سخن میگوید و میگوید که علیرغم ترس از آسیبهایی که عشق میتواند به او بزند، باز هم به آن عشق ارزش قائل است. شاعر احساس میکند که عشقش او را به عزت و اعتبار رسانده و غم عشق او را به یک سرمایه تبدیل کرده است. همچنین در توصیف زیبایی و تأثیر عشق، او از تصویرسازیهای جذاب استفاده میکند و به تضادهایی همچون درد و زیبایی اشاره میکند. در نهایت، شاعر به نیازش برای نوشیدن از جام عشق و زیبایی در سایه گلستان اشاره میکند.