شمارهٔ ۱۳۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نمیگوید کسی امروز چرخ بیمروت را
که تا کی میخوری چون آب، خون اهل غیرت را
صف برگشته مژگانی که من سرگشتهٔ اویم
چو مجنون برده از چشم غزالان خواب راحت را
بود هرگوشه برپا محشر داغ نمک سودی
ببین در سینه من شور صحرای قیامت را
فلک را فارغ از تدبیر کار رزق خود کردم
گزیدم شمع سان از بس که انگشت ندامت را
به عادت اینکه در هر لمحه مژگان می زنی برهم
کف افسوس باشد چشم خواب آلود غفلت را
حزین گر می کنی، پیش از رقیبان جان نثارش را
مکن چون غافلان از کف رها دامان فرصت را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ناچاری و سختیهای زندگی اشاره میکند و از بیرحمی زمانه و بیوفایی افراد صحبت میکند. او به حسرت و اندوه خود اشاره میکند و از دلتنگی برای عشق و زیبایی میگوید. شاعر متوجه میشود که با وجود مشکلات، نباید فرصتها را از دست داد و باید از لحظهها به درستی بهره برد. او به اهمیت آگاهی و بیداری در مواجهه با دشواریها تاکید میکند و به دیگران توصیه میکند که از غفلت دوری کنند و قدر زمان و فرصتهای خود را بدانند.