نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۲ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

هلاک جلوه ام قد قیامت دستگاهان را

خراب شیوه ام شمشاد این محشر پناهان را

فدای نازپرور تیغ مژگانی که از شوخی

به خاک بی نیازی ریخت، خون بی گناهان را

تسلی چون تواند شد، دل غلتیده در خونم

نگه در قبضهٔ ناز است، این مژگان سیاهان را

نمی گردد به موزونی، طرف با خال مشکینت

اگر در سرمه خوابانند چشم خوش نگاهان را

سرت گردم بر اوج سروری طرف کله بشکن

شکست آن پُرشکن کاکل، سپاه کج کلاهان را

بود شور اسیران خانه زاد ناز محبوبان

تغافل کارفرما شد خروش دادخواهان را

حزین افتاده‌ام در حلقهٔ روشن‌سوادانش

به چشم من چه منت‌ها بود خاک صفاهان را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و تاسف‌بار شاعر از عشق و ناز محبوب می‌پردازد. شاعر خود را در آستانه هلاکی می‌بیند که زیبایی محبوبش به او تحمیل کرده، و از رنج ناشی از بی‌عدالتی و کشتن بی‌گناهان سخن می‌گوید. او با استفاده از تصاویری پویا و پر احساس، به حسرت و اندوه خود نسبت به زیبایی‌ها و ناز محبوب اشاره می‌کند و به قدرت و تسلطی که عشق بر او دارد، می‌پردازد. در نهایت، شاعر درد و رنج خود را در مقابل زیبایی محبوب نشان می‌دهد و بر تضعیف و ضعف خویش در برابر آن تأکید می‌کند.