نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۴ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای جنت نقد از رخ زیبای تو ما را

شد دیده بهشتی ز تماشای تو ما را

مست آمدی و تیغ به کف سر طلبیدی

آسایش جان گشت تقاضای تو ما را

هر داغ که از هجر تو اندوخته بودیم

خورشید شد، از طلعت غرای تو ما را

درعشق تو صیقل گری آه سحرخیز

کرد آینهٔ حسن دلارای تو ما را

بی سرو، تذروی نشود زمزمه پرداز

شد ناله رسا از قد رعنای تو ما را

پیداست سرافرازی سرو تو ز آهم

این شعله بلند است ز بالای تو ما را

دانیم ازین شورش عشقی که به دل ریخت

بر باد رود گرد، به صحرای تو ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل شاعر می‌پردازد. شاعر احساس می‌کند که چهره زیبا و جذاب معشوقش بهشت را در چشم او نمایان کرده است. او از مستی و شوقی که به واسطه عشق به معشوق احساس می‌کند، سخن می‌گوید و این احساسات را با تصاویر زیبا و شاعرانه بیان می‌کند. شاعر همچنین اشاره می‌کند که عشق و غم جدایی از معشوق، به مانند داغی در دلش باقی مانده و زیبایی معشوق مایه آرامش و بلندی روحش است. در نهایت، او بر این نکته تأکید می‌کند که این احساسات و شورش عشق به شدت در دل او وجود دارد و نمی‌تواند آنها را نادیده بگیرد.