شمارهٔ ۱۵۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا تشنه به خون، نرگس مستانه ی یار است
اندیشهٔ شیرینی جان، خواب و خمار است
در عشق حلال است مرا چاشنی شور
زخمم نمکستان شکر خندهٔ یار است
از قحط سخن سنج به لب مهر خموشی است
زین مرده دلان خامه ی امنا شمع مزار است
بر هم نزنم چشم به شبهای جدایی
صد شیشه ز پرگالهٔ دل بر مژه بار است
گل می کند از شرم، نهان دست نگارین
تا پنجه ی مژگان تو در خون شکار است
غمخانهٔ دل بی تو چرا تیره نباشد؟
کارش همه، با روزنه ی دیده ی تار است
شمعی چو تو در انجمن عشق، حزین نیست
هر چشم زدن اشک تو با آه دچار است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلتنگی است. شاعر از شور و شوقی میگوید که در دلش نسبت به معشوقش وجود دارد و در عین حال از درد و غم جدایی نیز صحبت میکند. او به زیباییهای عشق و احساسات عمیق اشاره میکند، همچنین به تاثیرات منفی جدایی بر دل و روح اشاره مینماید، به طوری که زندگی بیمعشوق برایش تیره و تار است. شاعر به نقش اشک و یاد معشوق در زندگیاش پرداخته و بیان میکند که هیچ چیز نمیتواند جای خالی معشوق را پر کند.