نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۵ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آوازه ام از رتبه گفتار بلند است

نامم چو نی، از کلک شکربار بلند است

با جلوهٔ او در چه حساب است وجودم؟

از خار و خسم، شعلهٔ دیدار بلند است

برخیز که خود را برسانیم به دامی

تا نالهٔ مرغان گرفتار بلند است

کوتاه شد افسانهٔ نی با همه دعوی

ما را شکرین نغمه، ز منقار بلند است

دیری ست که منصور پریده ست ازین شاخ

هم بانگ اناالحق زدن، از دار بلند است

یک رشته که بی گوهر ذکر تو بود، نیست

تسبیح تو، از سبحه و زنّار بلند است

کوته شمرم مدّ حیات ابدی را

زلف سیه یار و شب تار بلند است

نبود به ره مصر حزین ، چشم امیدم

بوی خوش یار از در و دیوار بلند است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عظمت و جایگاه بلند شاعر و همچنین ارتباط او با معشوقه‌اش است. شاعر خود را با نی و شور و شوقش توصیف می‌کند و از زیبایی‌های وجودی‌اش می‌گوید. او ندا می‌دهد که باید به دامی برسند، جایی که ناله پرندگان اسیر به گوش می‌رسد. در ادامه، به یاد منصور که از دار رفته و به صدای "اناالحق" اشاره می‌کند، همچنین وجود زیبایی‌های معنوی را در ذکر معشوقه‌اش بیان می‌کند. در نهایت، شاعر به غم و حزن در زندگی و دوری از یار اشاره دارد و از بوی خوش یار به عنوان منبع امیدش یاد می‌کند.