شمارهٔ ۱۶۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دمیدن از سمنش مشک ناب نزدیک است
به شب نهان شدن آفتاب نزدیک است
دلم ز وعده بر آتش فکندی و رفتی
بیا که سوختن این کباب نزدیک است
نفس شمرده زدنهای صبح روشندل
کنایتی ست که روز حساب نزدیک است
خوش است ساقی اگر مستیی گذاره کنم
گذشتن گل پا در رکاب نزدیک است
به عمر با تک و تاز نفس مباش ایمن
که راه دور، به پای شتاب نزدیک است
فسانه ای ز هوس های نفس دون کافی ست
دل فسردهٔ جاهل، به خواب نزدیک است
دل از شکنجهٔ هستی غمین مدار حزین
گشادِ عقدهٔ کار حباب نزدیک است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و تأملات شاعری است که به نزدیک شدن لحظات مهم زندگی و نتایج اعمالش فکر میکند. شاعر به مفاهیمی چون گذرا بودن زندگی، آتش عشق و احساسات، و نزدیک بودن روز قیامت اشاره میکند. او به یادآوری لذتهای زودگذر میپردازد و هشدار میدهد که انسان نباید از مسیر زندگی غافل شود. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که تحمل مشکلات و نگرانیهای زندگی امری طبیعی است، اما باید مراقب آرزوها و هوسهای بیپایه نیز بود.