نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۰ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تلقین حجت از لب جانانم آرزوست

من کافر محبتم، ایمانم آرزوست

کمتر نیم ز شبنم حیران درین چمن

یک چشم، دیدن رخ جانانم آرزوست

چون بهله خاطر از کف بی حاصلم گرفت

دستی حریف چاک گریبانم آرزوست

ای ابر فیض بر من آتش جگر ببار

بیش ازگیاه سوخته، بارانم آرزوست

دل را ز مهر تازه جوانان بریده ام

با پیر دیر، بستن پیمانم آرزوست

ناید سرم به سدره و طوبی فرو، حزین

ظلّ لوای شاه خراسانم آرزوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر آرزوها و خواسته‌های شاعر است. او از معشوق و عشق حقیقی سخن می‌گوید و خواسته‌اش این است که عشقش را به دست آورد. شاعر هم‌چنین به فقدان و دردهای عاشقانه‌اش اشاره می‌کند و از سرشت کافرگونه‌اش در مقابل عشق می‌گوید. او آرزو دارد که حتی لحظه‌ای چهره معشوق را ببیند و از ناراحتی‌ها و سختی‌ها خلاص شود. همچنین، آرزوی او تجربه‌ای عمیق از عشق و دوستی است که به او قوت و آرامش بخشد. به طور کلی، شعر حس عمیق longing (آرزو) و درد ناشی از دوری از محبوب را به تصویر می‌کشد.