شمارهٔ ۱۷۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
احساس مبدل شد و محسوس همان است
صد شمع فزون سوخته، فانوس همان است
دل کافر دیر است، ز لبیک چه حاصل؟
گر زمزمه دیگر شده، ناقوس همان است
لب بر لب او دارم و حسرت کش عشقم
دلبر به کنار و هوس بوس همان است
با رب چه علاج است، پریشانی دل را؟
زلفش به کف و خاطر مأیوس همان است
از دوست به کونین نگردیم تسلی
این هر دو به دست و کف افسوس همان است
خیزد ز دری هر نفس، آوازه ی دولت
کاووس شد و زمزمه ی کوس همان است
زاهد چوکند جامه ز مصحف، مفریبید
ای ساده دلان خرقهٔ سالوس همان است
در بارگه پادشه عشق حزین را
سر خاک شد وذوق زمین بوس همان است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و ناامیدی میپردازد. شاعر میگوید که احساسات دگرگون میشود اما در نهایت همان حس و حال باقی میماند. او به دلتنگی و اشتیاق اشاره میکند و میگوید که حتی با وجود جامعه و علامتهای مختلف، عشق و حسرت او همچنان پابرجاست. شاعر از پرسش در مورد درمان پریشانی دلش میگوید و به این نکته اشاره میکند که زهد و پارسایی در اینجا بیفایده است. در پایان، به این موضوع اشاره میکند که عشق واقعی، فراتر از ظواهر و ظلمات دنیوی است و سرانجام به زمین و خاک میرسد.