شمارهٔ ۱۸۸ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گرمی مهر، به ویرانه و آباد یکی ست
حسن اگر تیغ کشد، بنده و آزاد یکی ست
جور کش می طلبد، غنچهٔ شیرین کارت
ور نه در چنگ غمت خسرو و فرهاد یکی ست
چه کنم آه، که گلبرگ بناگوش تو را
نگه گرم من و سیلی استاد یکی ست
تنگی سینه دلم را به فغان می آرد
ور نه با ناز تو، خاموشی و فریاد یکی ست
آتش آه مرا قوّت تأثیر کجاست؟
دل سنگین تو و بیضه فولاد یکی ست
دل چو تسلیم شود جور و جفا، مهر و وفاست
عشق اگر یار شود، طینت اضداد یکیست
رخنه در جوشن جانی که نکرده ست کجاست؟
تیغ مژگان تو و خنجر فولاد یکیست
دل چو با خویش نباشد، چه گلستان، چه قفس
بوستان پیش من وکنج غم آباد یکیست
عکس یار است که دارد همه جا جلوه، حزین
چهره پرداز، در آیینهٔ ایجاد یکی ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این غزل به عشق و احساسات عمیق انسانی میپردازد و جوانب مختلف عشق را بررسی میکند. شاعر به بیان این نکته میپردازد که عشق، چه در خوشی و چه در سختی، تأثیر یکسانی بر دل دارد و به اشتراک گذاشتن این احساسات، ارتباطی عمیق بین عاشق و معشوق ایجاد میکند. او همچنین از تضادهای عشق مانند ناز و درد، وفا و جفا، و آرامش و فریاد سخن میگوید، و در نهایت به این نتیجه میرسد که عشق، با وجود تمامی چالشها و سختیها، همواره زیبایی و شور زندگی را به ارمغان میآورد.