شمارهٔ ۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مرا آزاد میسازد ز دام دل تپیدنها
جنون گر وسعتی بخشد به صحرای رمیدنها
به خاک افتادهٔ ضعفم، چو نقش پا درین وادی
زمینگیر غبار خاطرم، از آرمیدنها
سهی بالای من، تا خالی افکندهست آغوشم
دوتا گردیدهام در زیر بار دل کشیدنها
از آن مهر جهانآرا نقاب از رخ برافکندن
ز ما بیطاقتان، چون صبح پیراهن دریدنها
رقیبان را به درد خود نبیند هیچ ناکامی
چه با جان زلیخا کرد، رشک کف بریدنها
تب و تاب دل ما تشنهکامان را چه میدانی؟
شراب بیخماری میکشی از لب مکیدنها
بیا در دیده، گر دلجویی این ناتوان خواهی
نگه را منزل دوریست تا مژگان رسیدنها
بهاران بودهای در باغ، دی را هم تماشا کن
عجب بر چیدنی دارد، بساط عیش چیدنها
حزین آخر سر حرفی به آن شیرین زبان واکن
چه لذت بردهای از شهد ناکامی چشیدنها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق و جدایی است. شاعر از رنجهای دل و حماقتهای خود سخن میگوید و به ضعف و ناامیدیاش اشاره میکند. او در تلاش است تا از زنجیرهای دلتپیدنها رهایی یابد و به سمت آزادی برود. همچنین، به زیباییهای عشق و چالشهایی که در پی آن وجود دارد میپردازد، و رقبای خود را با طعنه و کنایه خطاب قرار میدهد. در نهایت، شاعر از شکوه جدایی و لذتهای تلخ آن سخن میگوید و از معزز بودن عشق، حتی در حاشیهٔ ناکامیها، یاد میکند.