شمارهٔ ۲۰۰ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
زانرو که زد به بلبل پرشور، پشت دست
تا حشر می گزد، گل مغرور، پشت دست
در کوی عشق، پا به ادب بر زمین گذار
این بیشه، شیر می خورد از مور پشت دست
دیشب به زور جام ادب سوز عاشقی
زد مستیم، به ساغر منصور پشت دست
از فیض فقر، می زند امروز مدتی ست
کشکول ما، به کاسهٔ فغفور، پشت دست
چشم تو در بهشت ز مژگان پر غرور
مستانه می زند به صف حور، پشت دست
طالع نگر که نیست به دست نگاه من
مستانه دیدنی ز تو مستور، پشت دست
موسی کشد خجل، ید بیضا در آستین
بیند ز شمع من، اگر از دور پشت دست
یا رب به کیش کیست بت ما که می زند
بر مست پشت پا و به مخمور پشت دست؟
از پایداری مژهٔ خون فشان حزین
زد قطره ام به قلزم پرشور پشت دست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق، حال مستی و زیبایی می پردازد. او با استفاده از تصاویری چون بلبل، گل و حور، احساسات عمیق و شور عشق را به تصویر میکشد. شاعر به ادب و تواضع در عشق اشاره میکند و به زرق و برق دنیا و فقر معنوی نیز اشاره دارد. در نهایت، او به حالاتی از خجالت و حیرت اشاره میکند که عشق و زیباییهای پرشور را در دسترس او قرار نمیدهند. شعر به ماهیت پیچیده و افسونگری عشق و زیبایی معشوق پرداخته و احساسات مرغوبی را در دل خواننده ایجاد میکند.