نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۶ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

لب از خون تر کنم گر ساغری نیست

خوشم با ناله گر رامشگری نیست

چه شد کافتاده ام دور از بر تو؟

تپیدن هست اگر بال و پری نیست

دماغ آشفته عشق است عالم

تهی از شور این سودا سری نیست

محیط موج خیز کبریا را

به غیر از دل، گرامی گوهری نیست

دل افسرده ام در سینه خون شد

غم آشامان چه سازم؟ دلبری نیست

اگر پروانهٔ شمعم وگر گل

تویی مقصود جانم، دیگری نیست

بنای دین و دل شد دیر بنیاد

سپاه غمزهٔ غارتگری نیست

اگر داری ترحم بر اسیران

به دست دل ز من عاجزتری نیست

قدم مگذار بی پروا به خاکم

کف خاکسترم، بی اخگری نیست

سلامت طعنه بر اسلام دارد

به خون ریزی نگاه کافری نیست

به خوبان جهان ورزیده ام عشق

وفا آموز عاشق پروری نیست

حزین از کعبهٔ اسلام باز آی

حرمگاه صنم را آزری نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و suffering ناشی از دوری از معشوق می‌گوید. او احساس می‌کند که زندگی‌اش بدون عشق و زیبایی بی‌معناست و اگرچه ممکن است غم و اندوه را تحمل کند، اما نمی‌تواند فقدان معشوق را جبران کند. شاعر به صورت استعاری، حال و هوای عشق را با آشفته شدن دماغ و دل افسرده توصیف می‌کند و به این نکته اشاره می‌کند که هیچ چیز در دنیا به‌اندازه عشق به محبوب ارزشمند نیست. او همچنین از سایه غم و رنجی که بر دلش نشسته، سخن می‌گوید و خواهان بازگشت به کعبه عشق و معشوقش است. شعر در نهایت به نوعی ناامیدی و احساس اسیری در عشق و longing برای وصال تاکید دارد.