شمارهٔ ۲۱۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
می عشق است که عالم همه میخانهٔ اوست
خرد پیر، خراباتی دیوانهٔ اوست
همه جا جلوه گه لیلی صحرایی ماست
هر کجا چشم غزالیست سیه خانهٔ اوست
یارب آن لعل شکرخا همه جا نوشش باد
خون ما بی گنهانی که به پیمانهٔ اوست
حیرت افزا صنمی،کز دل ما برده قرار
کعبه هم سنگ نشان ره بتخانهٔ اوست
از من بی سر و پا، چشم مدارید شکیب
دل خراب نگه نرگس مستانهٔ اوست
این چه نوریست که از طور تجلَیست بلند؟
شمع جانهای مقدَس، همه پروانهٔ اوست
جز حدیث سر زلفش نکند یاد، حزین
شب نشینان همه را گوش بر افسانهٔ اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی است که تمامی جهان را تحت تاثیر قرار داده و میخانهای را به تصویر میکشد که در آن عشق و جنون موج میزند. شاعر به زیبایی محبوب اشاره میکند که همه جا جلوهگری میکند و دل انسانها را درگیر میکند. او از حیرت و شگفتی ناشی از عشق سخن میگوید و یادآور میشود که عشق حقیقی و زیبایی محبوب، جزئی از روح و جان انسانهاست. در نهایت، شاعر به یادآوری لحظات عاشقانه و داستانهای شب نشینان میپردازد که همواره به افسانه عشقی که در دل دارند، گوش میدهند.