شمارهٔ ۲۰۸ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دل گواه است که در پرده دلارایی هست
هستی قطره دلیل است که دریایی هست
گر غرورت نکشد کلفت هم صحبتیم
نگه عجز مرا عرض تمنّاّّیی هست
نبود لایق حسن این همه بی پروایی
داد دل گر نتوان داد، مدارایی هست
نم خونی به دلم مانده، خماری بشکن
از شراب کهن اینجا ته مینایی هست
حسن بی پرده، ز غمّازی عشق است حزین
شور مجنون همه جاگفته که لیلایی هست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و دلربایی عشق اشاره میکند و حسرت و اشتیاق خود را برای وصال معشوق بیان میکند. دل او گواهی میدهد که در دل این زیبایی، حقایق عمیقتری نهفته است. او از غرور و فاصلهاش با محبوب مینالد و عدم توانایی در ابراز عشق را به تصویر میکشد. همچنین، شاعر به یادآوری عشقهای گذشته و تأثیر آنها بر دلش میپردازد و در نهایت به عشق مجنونی و لیلایی اشاره میکند که نشاندهنده عمق احساسات و دلبستگیهای عاشقانه است.