شمارهٔ ۲۱۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست
در سینه اش اگر جگری همچو شیر نیست
از تیغ بازی نگهت می توان شناخت
کز خون هنوز نرگس مست تو سیر نیست
در کار عشق، حوصله باید حریف را
منصور، مرد معرکهٔ دار و گیر نیست
کودک، مشیمه را نشمارد به خویش تنگ
دنیا به چشم مردم دنیا حقیر نیست
لب بسته ام که با دل سنگین روزگار
تأثیر، کار نالهٔ گردون مسیر نیست
دارم کف از خمار، به میخانه رعشه دار
پیر مغان مگر به کسی دستگیر نیست؟
بیگانه نیست محرم آواز آشنا
مرغ چمن به خامهٔ من هم صفیر نیست
داری سری چو بلبل اگر مست بوی گل
فرقی میان بستر خار و حریر نیست
ای نوجوان کناره مکن از حزین زار
عاشق اگر چه پیر بود، عشق پیر نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و افکار عاشقانه و سختیهای عشق میپردازد. شاعر تأکید میکند که عشق نیاز به جرات و استقامت دارد و تنها کسی میتواند عاشق باشد که شجاعت دلیرانهای همچون شیر داشته باشد. او همچنین به الزامات عشق اشاره میکند و میگوید که در این راه باید صبر و حوصله داشت. دنیای بیرون در نظر بعضیها حقیر به نظر میرسد و شاعر احساس میکند تأثیر نالههایش بر زندگیاش کم است. او به میخانه میرود و میگوید که در عشق، سن و سال تفاوتی ندارد و عشق همیشه جوان و تازه است. در اینجا از عشق به عنوان یک فرآیند زنده و پویا یاد میشود که فراتر از محدودیتهای زمانی و شرایط بیرونی است.