نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۲ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در راه محبت، سر اگر شد قدمی هست

گرچشم وفا نیست، امید ستمی هست

شد روشنم ازگوشهٔ خود، سرّ دو عالم

آیینهٔ زانوست، اگر جام جمی هست

می خواست رقیب از سخنم رنجه کند دل

دیوانه گمان داشت، به مجنون قلمی هست

با من نتواند غم ایام برآید

از داغ تو صحرای دلم را حشمی هست

از یار حزین دل و دین داده چه پرسی؟

پیداست که هر بتکده ای را صنمی هست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و محبت است و بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به محبوبش می‌باشد. شاعر تأکید می‌کند که در مسیر عشق، اگرچه سختی‌ها و مشکلاتی وجود دارد، اما امید و وفا نیز وجود دارد. او به روشنی از عشق و وابستگی‌اش سخن می‌گوید و بیان می‌کند که دلتنگی و غم ناشی از جدایی از محبوب، درونش را پر کرده است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که هر معبد عشق، معبدی برای پرستش و ایمان دارد و این طبیعی است که در هر جایی عشق و زیبایی وجود دارد.