شمارهٔ ۲۱۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نخلم از گریه در آب است و ثمر پیدا نیست
تا فلک آتش آه است و اثر پیدا نیست
وعده دل را به دعاهای سحر می دادم
وه چه سازم که شب هجر، سحر پیدا نیست
خط اگر بود، دلم پی به دهانش می برد
خضر راه من تفسیده جگر پیدا نیست
مو شکافان جهان در تب و تابند تمام
در خم زلف تو آن موی کمر پیدا نیست
دل و دین رفت در اوّل نگه از دست حزین
به کجا تا بکشدکار نظر، پیدا نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق و دردناک عاشقانه اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند نخل گریسته و آتش آه، به وضعیت ناامید و حسرتآور خود در عشق اشاره میکند. او از تلاشهایش برای دعا و امید به جستجوی وصل میگوید اما به دلیل دوری معشوق، هیچ اثری از بهبود نمیبیند. همچنین، شاعر به چگونگی مشغولیت ذهن و دل خود میپردازد و ابراز میکند که هیچ راهی برای آرامش یا دستیابی به معشوق وجود ندارد. در نهایت، او به بیپناهی و سردرگمی عاطفیاش در این رابطه اشاره میکند.