شمارهٔ ۲۱۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
با مستی غمت به شراب احتیاج نیست
با این دل برشته کباب احتیاج نیست
کو دیده ای که تاب جمال تو آورد؟
خورشید حشر را به نقاب احتیاج نیست
تیغ برهنه، ناز نگهبان نمی کشد
حسن غیور را به حجاب احتیاج نیست
مگذار مصحف دل صد پاره در بغل
تعلیم عشق را به کتاب احتیاج نیست
صوفی چه طرح بندد از احسان میفروش؟
در خشکسال زهد ، به آب احتیاج نیست
از جوشش عرق شود افسرده برگ گل
رخسارهٔ تو را به گلاب احتیاج نیست
کارم به یک تغافل دزدیده کن تمام
درکشتنم، به تیغ عتاب احتیاج نیست
نااهل را به رشحهٔ کلکم حزین چه کار؟
این شوره خاک را، به سحاب احتیاج نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان نیاز نداشتن به چیزهای ظاهری و مادی در عشق و زیبایی میپردازد. شاعر با اشاره به احساسات عمیق و واقعی، تأکید میکند که برای احساس عشق و زیبایی، نیازی به شراب، پوشش یا کتابهای دینی نیست. او به وضوح میگوید که جمال و جذابیت واقعی، خود به خود تمام این نیازها را برطرف میکند. در نهایت، شاعریزه را به طور کلی از زهد و ظاهرگرایی دور میکند و بر ارزشهای درونی و عاطفی تأکید دارد.