نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۱ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

بلبل و پروانه را عشق گریبان گرفت

این ره بزم، آن یکی، راه گلستان گرفت

تیره شبستان دهر، جای نشستن نبود

دامن جان مرا، صحبت جانان گرفت

جور جهان می شود، قسمت خونین دلان

خار، مکافات برق، ز آبله پایان گرفت

خونی صد خانه است، اشک جهان گرد من

شکرکه این سیل خون، راه بیابان گرفت

آن دل نامهربان سوخت به مرگ حزین

ماتم پروانه را، شمع به سامان گرفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، عشق بلبل و پروانه را درگیر کرده است. بلبل به سمت بزم عشق می‌رود و پروانه به سمت گلستان. شب‌های تیره برای نشستن وجود ندارد و عشق جان بلبل را تسخیر کرده است. در این دنیا، رنج و سختی به خون دل‌های عاشق ختم می‌شود و عذاب‌های آن به صورت خون‌های جاری در آمده است. دل بی‌رحم پروانه با مرگ غم‌انگیزش سوخته و شمع به سوگ او مراسمی ترتیب داده است.