شمارهٔ ۲۱۸ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گرتو را روی زمین خواهش ماوای خوشی ست
خانه در گوشهٔ دل کن که عجب جای خوشی ست
ای که بیماری آسودگیت سنگین است
درد عشقی به کف آور که مسیحای خوشی ست
جان به بیعانهٔ پیغام جفا می خواهد
یار را با من دلسوخته سودای خوشیست
با دل ابنای زمان دست و گریبان شده اند
شور دیوانه و اطفال، تماشای خوشی ست
یک ره از لطف به این غمکده، مستانه درآ
که دل و دیدهٔ ما ساغر و مینای خوشیست
دل به خوناب جگر شرح غمت کرده رقم
نامه، ناخوانده مکن پاره که انشای خوشی ست
جوش داغ است به گلگشت تماشا بخرام
لاله زار دل ما دامن صحرای خوشی ست
بخت مردان جهان خفته و حیزان مستند
چشم عبرت بگشاییدکه دنیای خوشیست
هر قدم ز آبله اش، باغ و بهار است حزبن
دل دیوانهٔ من بادیه پیمای خوشی ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره جستجوی خوشی و شادی در زندگی است. شاعر از زیباییهای عشق و خوشی سخن میگوید و به دردها و رنجهای عشق اشاره میکند. او برای یافتن خوشبختی به دل و جان دعوت میکند و تأکید میکند که دنیا با وجود مشکلاتش، پر از لحظات شادیست. همچنین، در این شعر به زیباییهای طبیعت و ارتباط عاطفی با دیگران پرداخته شده و دعوت به لذت بردن از لحظات زندگی میشود. در نهایت، شاعر بیان میکند که دلش در پی خوشی و زیبایی است و زندگی باید به شکلی شاداب و پر از عشق تجربه شود.