نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۴ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل در هوس نرگس مستانه اسیر است

مرغ حرم امروز به بتخانه اسیر است

چون آبله ام بود دلی در کف و اکنون

در دست تو بد مست چو پیمانه اسیر است

مرغی نفتد بی طمع دانه به دامی

عنقای دل ماست که بی دانه اسیر است

فریاد که این مرغ دل بال شکسته

در دام سر زلف تو چون شانه اسیر است

شوریده دلم بازگرفتار جنون شد

زنجیر بیارید که دیوانه اسیر است

مرگش مگر آزاد کند ورنه حزین را

خاطر به غم فرقت جانانه اسیر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ دل و عشق بیان شده است. شاعر از اسیری دل در هوس و عشق می‌گوید و به تشبیه‌های مختلفی اشاره می‌کند. دل به خاطر عشق به معشوق و زیبایی او گرفتار شده و در تنگناست. او تصویر می‌کند که همچون پرنده‌ای در دام افتاده و بی‌دانه است. شاعر از درد و رنج این اسیری می‌نالد و به حال دل خویش می‌پردازد، و در نهایت از مرگ به عنوان تنها راه نجات یاد می‌کند. به طور کلی، شعر بیانگر احساسات عمیق و مشقت‌های عشق و جدایی است.