شمارهٔ ۲۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بنواز مغنی، دل غم پیشهٔ ما را
از شعله بشو دفتر اندیشهٔ ما را
آن آتش سوزنده که پنداشتمش گل
ازجلوه به هم سوخت، رگ و ریشهٔ ما را
گیرم که به انجام رسد خاره تراشی
کار است به جان سختی ما، تیشهٔ ما را
از دست تو چندان که بر آید، به جفا کوش
شرمنده مکن جان وفا پیشهٔ ما را
خشک و تر اندیشه حزین ، از تف ما سوخت
آتش ز تب شیر بود، بیشهٔ ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از یک غم و اندوه عمیق سخن میگوید. شاعر از یک مغنی میخواهد که با نواختن خود، غم و اندوه او را تسکین بخشد. او به شعلهای اشاره میکند که خیال میکرده گل است، ولی در واقع باعث سوختن روح و وجود او شده است. همچنین به سختیها و مشکلاتی اشاره میکند که بر او تحمیل شده و از طرفی از معشوق میخواهد که باعث شرمندگیاش نشود. در نهایت، شاعر میگوید که افکار و احساسات او به شدت از این مشکلات آسیب دیده است.