شمارهٔ ۲۸۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ماییم و همین آرزوی یار و دگر هیچ
قاصد برسان مژدهٔ دیدار و دگر هیچ
هر مشکلی از دولت عشقت شده آسان
دل مانده، همین عقدهٔ دشوار و دگر هیچ
ما از طمع وصل تو در عشق گذشتیم
بگذر ز هم آغوشی اغیار و دگر هیچ
طرفی که من از عشق بتان بستهام این است
در خاک برم حسرت دیدار و دگر هیچ
سهل است اگر چرخ نگردد به مرادم
محروم نگردد کسی از یار و دگر هیچ
مستیست که درمان دل سوختهٔ ماست
ساقی برسان ساغر سرشار و دگر هیچ
برتاب حزین ، از دو جهان دیدهٔ دل را
عشق است درین دایره، درکار و دگر هیچ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان آرزوها و احساسات خود نسبت به عشق و معشوق میپردازد. او میگوید که تنها آرزویش دیدار یار است و جز آن چیزی نمیخواهد. در برابر مشکلات پیشآمده، عشق یار باعث تسکین و آسانی میشود، اما دلش هنوز درگیر یک ناامیدی است. شاعر از عشق خود به معشوقان دیگر نیز میگذرد و احساس میکند که آنچه برایش مهم است، همان عشق و دیدار یار است. او به سختیها و چرخهای روزگار توجهی ندارد، زیرا عشقش در هر حال و به هر قیمتی، ارزشمند است. در نهایت، او از ساقی میخواهد تا جامی پر از می به او بدهد تا بتواند ضعف و سوز دلش را درمان کند و عشق را در دو عالم خود ببیند.