شمارهٔ ۲۸۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نبود خطری در ره بی پا و سران هیچ
رهزن نزند قافلهٔ ریگ روان هیچ
حشمان تو مست می نازند، مبادا
قسمت نرسانند به خونین جگران هیچ
بر هم زن دلها نشود موی میانت
پا گر نگذارد سر زلفت به میان هیچ
درماندهٔ سامان تهی دستی خویشم
دردا که نگیرند ز عاشق دل و جان هیچ
گر جوهر خوی تو فتادهست ستمگر
با ما ز چه رو جور و جفا با دگران هیچ؟
نه رسم سلامی نه کلامی، نه پیامی
دل را خبری نیست از آن غنچه دهان هیچ
ناکامی وکام تو حزین ، نقش بر آب است
امید نبندی به جهان گذران هیچ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس ناامیدی و تنهایی شاعر است. او از عدم وجود خطرات در مسیر زندگی صحبت میکند، اما در عین حال از بیتوجهی و بیاحساسی دیگران نسبت به عشق و درد خود گلایه دارد. شاعر به نیروهایی که دلها را به هم پیوند میزنند اشاره میکند و ابراز میکند که هیچ پیامی از طرف معشوقش نمیرسد. او در نهایت به ناکامی و بیفایده بودن آرزوها اشاره میکند و میگوید که امید به دنیا بیهوده است.